شنبه تا چهارشنبه : 16:00 - 08:00
info@hirmandinvestment.com
0428 7724 98+

الگوی تضمین متقابل

 

شرکت ها، اغلب برای رسیدن به رشد درآمدی و حفظ یا ارتقای حاشیه سود، تلاش های قابل توجهی را صرف نوآوری در فرایندها و محصولات خود می نمایند. با این حال، در بیشتر مواقع، نوآوری های محصولی و فرایندی هزینه بر و وقت­گیر می باشند، چرا که این نوع نوآوری ها مستلزم سرمایه­گذاری­های قابل توجهی در تحقیق و توسعه، منابع تخصصی، کارخانه ها و تجهیزات جدید و حتی تمام واحدهای کسب و کار جدید هستند. با این وجود، بازده آتی این سرمایه­گذاری­ها همیشه نامشخص است. به همین دلیل، شرکت سرمایه گذاری هیرمند الگویی را تحت عنوان تضمین متقابل طراحی کرده است که مطابق آن، شرکت تمامی هزینه­های تحقیق و توسعه را به شرط تضمین خرید مقدار مشخصی از محصول توسط کارفرما تقبل کرده و فرایند توسعه محصول و یا فناوری را برعهده می­گیرد. بدین صورت که کارفرما دیگر هزینه تحقیق و توسعه را پرداخت نکرده و تنها مشخصات و استانداردهای موردنظر محصول یا فناوری مورد نظر را تعیین می­کند. سپس شرکت سرمایه گذاری هیرمند پس از دریافت تضامین مورد نظر با بهره گیری از ظرفیت های دانشگاهی و شرکای همکار برای توسعه دانش فنی مورد نیاز و رسیدن به مرحله تولید نمونه درخواست شده اقدام می نماید. پس از نیل به این مرحله و اخذ تاییدیه مورد نیاز از کارفرما، تولید محصول/ فناوری مورد توافق توسط شرکت هیرمند و شبکه تولیدی آن کلید می خورد.

در واقع مهمترین مزیت های هیرمند در اجرای الگوی تضمین متقابل به عنوان یک شرکت را می توان دسترسی به منابع مالی خطرپذیر، دسترسی به اساتید دانشگاهی و امکان استفاده از زیرساخت های دانشگاهی دانست. شبکه همکاران فناور و ظرفیت های آزاد این شبکه نیز به هیرمند این امکان را می دهد که سرمایه گذاری خود را معطوف به تامین سرمایه برای تحقیق و توسعه و همچنین سرمایه در گردش تولید نماید و از دوباره کاری در جهت ایجاد ظرفیت های تولید که مشابه آن در کشور وجود دارد جلوگیری نماید.

هیرمند به عنوان شرکت کانونی در مدل تعاملی الگوی تضمین متقابل شش مولفه اصلی را شناسایی کرده است که شامل: ۱- صاحبان کسب و کار، ۲- شبکه سرمایه گذاران همکار، ۳- توسعه دهندگان دانش فنی، ۴- کارگاه ساخت نمونه ۵- شرکت­های همکار(مشاوران، سازندگان و …) و در نهایت مورد ششم، مرکز توسعه و عرضه نوآوری می باشد.

به طور کلی برای هر یک از این تعاملات می توان شرح مختصری داشت بدین صورت که:

۱- تعامل هیرمند با صاحبان کسب و کار؛ در قراردادی ناشی از تعامل دو طرف، شرکت سرمایه گذاری هیرمند به صاحبان کسب و کار تضمین می دهد که محصول/ فناوری مورد نیاز ایشان را کاملا مطابق با مشخصات توافق شده تولید نماید و در مقابل صاحبان کسب و کار، خرید مقدار مشخصی محصول را از شرکت هیرمند را ضمانت می­کنند.

۲- تعامل هیرمند با سرمایه گذاران همکار؛ شرکت هیرمند فرصت های سرمایه گذاری در قالب الگوی تضمین متقابل را به سرمایه گذاران همکار ارائه داده و در صورت دستیابی به توافق مشترک، سرمایه مورد نیاز توسط ایشان تامین خواهد شد.

۳- تعامل هیرمند با توسعه دهندگان دانش فنی؛ نیازهای R&D همراه با تامین هزینه های مرتبط با آن، توسط شرکت سرمایه گذاری هیرمند به تولید کنندگان دانش فنی ارائه می شود و در مقابل تولید دانش فنی برای شرکت هیرمند صورت می گیرد.

۴- تعامل هیرمند با کارگاه ساخت نمونه؛ کارگاه های ساخت نمونه موجب کاهش چشمگیر هزینه تولید نمونه و در نتیجه اقتصادی شدن بسیاری از فعالیت های تحقیق و توسعه می­گردند. ماهیت و ظرفیت این کارگاه ها منجر به تولید مدل اقتصادی و بازار تازه‌ای از خدمات و محصولات می‌شود. در این مدل نیز کارگاه‌های ساخت نمونه برای کشف عرصه‌های جدید در فرآیند ساخت نمونه و تحقیقات مرتبط فعالیت می‌کنند. نحوه تعامل شرکت سرمایه گذاری هیرمند با کارگاه ها بصورت ارجاع نیاز توسعه دهندگان دانش فنی و همچنین فرصت مشارکت برای آنها از طرف شرکت و در مقابل تامین تجهیزات موردنظر از طرف کارگاه ساخت نمونه می­باشد.

۵- تعامل هیرمند با شرکت های همکار؛ شرکت سرمایه گذاری هیرمند نیاز تولیدی و فرصت های مشارکت در تولید را به شرکت­های همکار(مشاوران، سازندگان و…) ارائه می کند و در مقابل شرکت­های همکار محصول موردنظر را برای هیرمند تولید خواهند نمود.

۶-تعامل هیرمند با مراکز توسعه و عرضه نوآوری؛ شرکت هیرمند نوآوری های هدفمند را به مراکز توسعه و عرضه نوآوری معرفی ­می­کند و درمقابل از ظرفیت­های این مراکز در جهت توسعه بازار نوآوری­های فناورانه یاری می­گیرد.

آنچه را که می توان به عنوان نقاط مثبت این الگو بر شمرد امکان بکارگیری بیشتر از ظرفیت دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در خدمت نیازمندی های صنعتی است. بحث کاهش ریسک تامین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز دانش بنیان نسبت به حالت توسعه بر اساس قرارداد تحقیق و توسعه نیز از نکات قابل توجه می باشد و در همین راستا کاهش ریسک توسعه محصول و فناوری برای واحدهای صنعتی نسبت به حالت توسعه بر اساس قرارداد تحقیق و توسعه نیز از نقاط قوت این الگو دیده می شود.

نکته دیگر توجه به کاهش هزینه های تحقیق و توسعه با استفاده از تمامی ظرفیت های نظام نوآوری کشور بالاخص دانشگاه ها است و در نهایت اشاره به این نکته که در این مدل امکان به اشتراک گذاری تجربیات حوزه های مختلف در داخل دانشگاه و شرکت های همکار وجود دارد و بالطبع منجر به کاهش هزینه و تسریع در کل فرایند می شود.

و در نهایت چالش های اساسی که این الگو با آن در مواجهه است را می توان عدم  قطعیت در مشخصات قطعه و تجهیز و بلطبع عدم امکان تکمیل پیوست فنی کامل و در نتیجه نیاز به انجام فاز صفر دانست. یعنی با توجه به اینکه ممکن است کارفرما نتواند ویژگی های مشخص و دقیق محصول یا فناوری مورد نیاز را ارائه دهد احتیاج به انجام فاز صفری باشد تا  در نهایت به شناسایی دقیق ویژگی های موردنظر منجر شود. همچنین از دیگر چالش های این الگو ماهیت طراحی تولید بر اساس تولید بدون کارخانه می باشد چراکه پذیرش عدم وجود کارخانه و یا خط تولید مشخص از قبل آماده شده ممکن است در ارزیابی های کارفرمایان مشکل ایجاد کند که نیاز به تغییر در متدهای ارزیابی کارفرمایان دارد. البته که ممکن است موارد دیگری هم در ارتباط با چالش های این الگو شناسایی کرد اما به نظر این دو مورد از مهم­ترین آنها می باشد.